کدامین روز ... - تاریخ: 1399/12/23 ساعت: 18:44
تمام فصل ها را می جویم از تو به تابستان و شهریور به حرف ها و خاطراتمان درآن شب های بلند بِنگر... به پاییز و شکوه اول مهرش بلندای شب آخر... به یلدایش زمستان و تمام فصل فصلش... خاطری دارم زِ تلخ و شیرین از تو به اعیادُ بهار و فروردینش چه زیبا یادت است! دیدار آخر... اردیبهشت با تو دست در دستت نشستم در ...
گلدانهای تشنه - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
گلدانهای تشنه باغ را آب می دهیمو برگهای زردش را به باد... اما !کسی از دل بی تمنای باغبان...و از سکوت پر تکرار او چه می داند..!در این رهگذر عمر !در این حجم تنهایی !در این هجمه تقابل باد، با باغ !باغبان چه سهمی از گلدان وجودش را به آب داده !و چه سهمی را بر باد..!
متحیرم از اهالی پارس آباد..! - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
متحیرم از اهالی پارس آباد..!از زمانه و رسوم جدید این ملک از پیش آباد..!شیخ پای حساب و کتاب نشسته چرتکه می اندازد در دکان دینمردمان فروخته اند خرد به مفت به خرده می خرند در این دکان به کین. طبیبان در ک
با یک غزل باز می کنم این دفتر خاک خورده را - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
با یک غزل باز می کنم این دفتر خاک خورده راتا که گویم چند بیتی فکر این شاعر مطرود را می نویسم چند خطی از زمان و از زمینزندگی می کنم با شما مهربانان این لحظه راسعی دارم اهتمام ورزم بر این گفته ها تا ک
... - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
سکوتم را پای بی دردی مگذار!همه وجودم سِر شده از ...لیدوکائین نگاهتکه بی اندازه در قلبم می ریزی.
عشق یعنی ؛ یک تمنا تا ابد - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
عشق یعنی ؛ یک تمنا تا ابدخط کشیدن بر بدی و بی وفایی دست ردعشق یعنی؛ یک نگاه و یک وصال تا پای جانجان فدا کردن زهم تا هرزمانعشق یعنی ؛ سادگی ِ یک حیاط و دیوار کاه گلیعشق یعنی ؛ یک حصیرو یک گلیم ناقابلی
جرم عشق... - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
آدم را، ز بهشت راندیمن را، زخودت راندی...آدم را، به سیب غفلتمن را، به جرم عشقت...آدم کیفرش عشق شدسهم من همه تنهایی... ای قاضی با انصاف آخر به چه قانونی..!سهم او همه دنیا شد سهم من همه تنهایی..! سروده
" باب الحوائج، باوفا عباس می آید" - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
وقت سربازی و سودای عشق باز می آیداز آسمان صحرا اینبار هفتادو دو ماه به زمین می آیندهمراهشان سردار عشق آن بنده آزاد باز می آیدگرچه آدمیند، جنسشان کیمیا، زمینی اند از نوع عرشیامی آیند با این حقیقت تا بگ
شعر می گویم برای دل خود، در جستجوی نام نیستم - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
شعر می گویم برای دل خود، در جستجوی نام نیستم می زنم تصویر از شرح افکار خود، چون شاید که فردا نیستم سعی دارم رها باشم از قید این زمان و آن آدمیان ولی چه سود که من هم جدا از آدمیان نی
رانده شده ام از تو... - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:54
رانده شده ام از تو...با نبودنت زمین بدون خورشید در مدارش چرخید و آدم در کیهان خود بی منظومه ماندو میثاق حوا چه بد پایمال..!آریاین بار سنت شکنی شد و من رهسپار تنهایی.فریاد کشیدم تنها...و بارهاشیطان آخر
پلک آسمان - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 11:08
ای خلوت نشین باغ ... سودای چه در سر داری! در این زمستان سرد که دیگر هیچ چکاوکی عاشق نیست برای چه عاشق نشسته ای؟ ای گوشه نشین بی رنگ و لعاب ... این روزها رنگ ها و لعاب ها، در بازار عشق عرضه م
دستان زمستانی - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 11:08
صبح طنین تو - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 11:08
می رسد باز صبح طنین تو این دل سراسر سوی خیال تو آماده قیام می شود مشت می کوبد سراسیمه به سینه و چه خوش مغلوب نگار می شود باز در صبح موسِمت این نفس ها به بهانه هوایت هوایی می شود همچنان دنیا به کامم بی
پیام تسلیت به یک دوست... - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 11:08
انا لله و انا الیه راجعون گاهی در زندگی به نقطه ای می رسیم که فرای همه دردها و رنج هاست شاید بتوان توصیفش را اندوهی وصف ناپذیر و یا غمی جانکاه نامید... رنجی پایان ناپذیر که ذره ذره از درون وجودمان ر
هوای پرواز - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 11:08
بوی مهر می آید و هوا هوای بیقراریست هوایی که حس پرواز را در وجودت زنده می کند ولی نه دلی برای پریدن داری ! و نه پری برای پرواز... اما بپاخاستن از خاکستر وجود و پرواز رسم مرغان افسانه ایست هرچند که
دگر حافظ نمی خوانم... - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 16:58
آن شبی را یاد دارم که با عشق راهی پرتگاه چشمانت شدم، می دانی که یعنی چه !دل دادمُ عقل بگرفتم به زیر پای خویش ، می دانی که یعنی چه !معشوق بخواست که در
پیام تسلیت... - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 16:58
انا لله و انا الیه راجعونگاهی در زندگی به نقطه ای می رسیم که فرای همه دردها و رنج هاستشاید بتوان توصیفش را اندوهی وصف ناپذیر و یا غمی جانکاه نامید...ر